آراز

آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند؟

آسیب شناسی پدیده بلندمرتبه سازی در اهر

در ایران نیز باکمی تاخیر و البته در سطحی پایین تر، بلندمرتبه سازی وارد برنامه کاری مدیران شهری و برخی از فعالان متنفذ بازارمسکن شد.نخستین نمونه های ساختمانهای مرتفع ایرانی در اواخر دهه سی واوایل دهه چهل قرن حاضر شمسی درشهر تهران بنا شدند. ساختمان تجاری پلاسکو(16طبقه) درتقاطع خیابان فردوسی وجمهوری وساختمان تجاری آلومینیوم(13طبقه) در خیابان جمهوری وساختمان بانک کار درخیابان حافظ از جمله این بلندمرتبه ها بودند. درحال حاضر نیز ساختمانهای مرتفع زیادی درشهر تهران به چشم می خورند ونمونه های متعدد دیگری نیز دردست طراحی وساخت هستند.

سایرشهرهای بزرگ ایرانی نیز ازاین قاعده مستثنی نبودند ودرسطحی نازلتر نسبت به تهران شاهد ساخت ساختمانهای بلند درنقاط مختلف خودبودند. تبریزیکی ازاین کلان شهرهاست.

برج بلور(25طبقه) در ضلع شمال غربی فلکه دانشگاه ویا برج سهند(18طبقه) در ضلع غربی جاده منتهی به پارک ال گلی وچند برج بالای30 طبقه ی در دست احداث نمونه هایی از بلند مرتبه سازی در شهر تبریز هستند.

و اما اینک اهر؛ شهری با کمتر از یکصدهزار نفر جمعیت، شهری با قابلیت توسعه افقی در سه جهت از چهار جهت اصلی، شهری با بهره مندی از یک شهرک مسکونی پیوند یافته به بدنه شهر که از اوایل دهه 70 تا به امروز بعد از گذشت نزدیک به 20 سال، اکثر زمین های تفکیک شده آن با وجود انجام جدول کشی ها و آسفالت کاری کوچه ها و خیابان ها و با وجود مهیا بودن خدماتی همچون آب، برق، گاز،تلفن و فاضلاب شهری، روی سنگ و آجر و سیمان به خود ندیده و همچنان بایر مانده اند.

اهر؛ شهری که با معضلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. شهری با دو خیابان اصلی ِ کم عرض ِ پرترافیک که هر دو یک طرفه اند. شهری با محلات اکثراً قدیمی با کوچه ها و خیابانهای پرپیچ و خم ِ کم عرض. شهری با بافت غالباً فرسوده. شهری با چند پروژه ی حیاتی مسیرگشایی مسکوت مانده و سکونتگاهی که با ارفاق می توان نام شهر بر آن نهاد، اینک نام خود را در میان شهرهایی می یابد که بلندمرتبه سازی در آنها رواج یافته است.

عادلی شهیر شهرداری بود که با ورودش به اهر سر و صدای زیادی به پا کرد. یکی از اقدامات جنجال بر انگیز و خبرساز او که نمود عینی و ظاهریبیشتری یافت، مجوزهایی بود که با تلاشهای وی برای احداث ساختمانهای بلند در اهر صادر می شد. کمتر از یک سال زمان کافی بود تا در شهری که تا آن زمان بلندترین سازه موجود در آن بنای سیلوی اداره غله بود، در قدیمی ترین بافت خود و در کوچه ای با عرض کمتر از 8 مترشاهد ساخت آپارتمانهایی 5 الی 10 طبقه باشد. به درست یا غلط عادلی شهیر پدیده ی بلند مرتبه سازی را وارد اهر کرد و در حال حاضر مردم اهر شاهد ساخت نمونه های متعددی از این پدیده در همسایگی خود هستند.

حال چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، بلندمرتبه سازی اینک در اهر رونق یافته و بر ماست که با شناخت و بررسی نکات و مفاهیم مرتبط با این پدیده، حداکثر بهره برداری مفید را از آنها انجام داده و تا حد ممکن اثرات سوء آنها را کنترل کنیم. بدین منظور و برای اینکه از بحث حاضر نتیجه ی مشخصی حاصل شود بلندمرتبه سازی در اهر را در 3 بخش مجزا بررسی می کنیم؛

1- چرایی صدور مجوز احداث بلندمرتبه ها در اهر

در مقدمه ی پیش گفته سعی شد هرچند بصورت مختصر زمینه ها و دلایل رویکرد مدیران شهری به سوی بلندمرتبه سازی بیان شود و حال بصورت نسبی هم که شده می توان مقایسه و تحلیل نمود که آیا اهر، آن شرایط و ویژگی های لازمه جهت ورود در این عرصه را داشته و یا همینک دارد که بتوان بلندمرتبه سازی را در آن تجویز نمود؟ آیا در اهر معضلی بنام افزایش بی رویه جمعیت و متعاقب آن کمبود زمین وجود دارد؟ میزان نرخ رشد جمعیت دراهر که چیز دیگری می گوید و یا اگر این گونه است پس چرا اکثرزمینهای مستعد شهرک شیخ شهاب الدین، بلا مصرف باقی مانده و ابزاری شده برای کلفت شدن گردن دلال های مفتخور! آیا در اهر گرانی زمین مانع خانه دار شدن جوانان است که به بلندمرتبه سازی روی آورده ایم؟ مقایسه قیمت تمام شده ی یک باب خانه تک طبقه کلاسیک با یک واحد آپارتمان در اهر، این مدعا را هم ناکام می گذارد. پس به واقع دلیل اصلی احداث بلندمرتبه ها در اهر چیست؟ فروش تراکم اضافی و درآمد بیشتر برای شهرداری؟! دگرگونی چهره ی شهر و مدرن نشان دادن آن؟! درآمد زایی برای عده ای و اشتغال زایی برای عده ای دیگر؟! مسولیت جواب دادن به این پرسشها با کیست، که آن هم هنوز مشخص نیست!

البته در اینجا لازم است به این نکته اشاره کنم که بنده مخالف صد درصدی ساخت بلندمرتبه ها در اهر نیستم وتنها می خواهم بدانم آیا کسانی که مجوزهای ساخت اینگونه بناها را یکی پس از دیگری صادر می کنند، قادرند از عملکرد خود بصورت علمی و مستدل دفاع کنند؟!

2- بررسی قوانین بلندمرتبه سازی

در قوانین مربوطه که عموماً توسط شهرداری ها و سازمان نظام مهندسی اعمال و کنترل می شوند، مواردی وجود دارند که مشخص کننده چگونگی اعطای مجوز و پروانه ساخت و کنترل و نظارت بر فرایند اجرای صحیح آنها می شوند و در بیشتر موارد قوانین مربوط به ساخت بلندمرتبه ها مشابه با سایر بناها و سازه ها می باشد. در این قوانین نکات مبهمی وجود دارد که کار را برای ما مشکل می سازد. بعنوان نمونه در این قوانین و در قالب ارائه ضوابط و شرایط روشن وفاقد ابهام، مشخص نشده که در شهرهایی همچون اهر با ویژگی های پیش گفته، اساساً بلندمرتبه سازی کاری علمی و اصولی هست یا نیست؟! اگر هست، تحت چه شرایط و ضوابطِ مشخصی؟ اگر نیست، ارگان و نهاد بر خورد کننده با اینگونه تخلفات کجاست؟ اگر قرار است سازه ای بلند در نقطه ای از شهر بنا شود تحت چه ضوابطی می توان کارفرما را ملزم به رعایت برخی موارد فنی و هنری مهم خصوصاً در نما و ظاهر بنا کرد؟ چگونه می توان کارفرما و طراح او را قانع کرد تا در مرحله طرح و اجرای پروژه ی خود، بافت فرهنگی، تاریخی و شرایط اقلیمی شهر را مدنظر قرار دهند؟ در برخی از کشورهای جهان قانونی وجود دارد به نام «قانون تقسیم بندی محلی» که البته بنده قرینه و یا مشابه آن را در قوانین موضوعه ی داخلی  یافت نکردم. بر اساس این قانون شهر ها را به نقاط و محلات مختلفی از لحاظ تاریخی، فرهنگی، مذهبی و حتی کاربردی تقسیم می کنند. بعنوان نمونه در بافت تاریخی یک شهر که بناهای تاریخی مهمی وجود دارد و لازم است که آن بناها همواره در دید عموم بوده و در چهره ونمای شهر تاثیرگذار باشد، به هیچ عنوان مجوز ساخت بناهای بلند و مرتفع داده نمی شود و یا حتی بناهای غیر مرتفعی که احتمال می رود با نما و شکل مخصوصی که دارند، تاثیر منفی بر چهره آن نقطه از شهر داشته باشند، مجوز ساخت داده نمی شود. به عنوان مثال برج جهان نمای اصفهان بدلیل تاثیر منفی اش بر چهره ی میدان نقش جهان و با اعمال فشار یونسکو و نه بر اساس قانون پیش گفته تعدیل و چند طبقه فوقانی آن تخریب شد. در میدان بهارستان تهران نیز ساختمان مجلس شورای اسلامی به نحوی طراحی شده است که کمترین تاثیر سوء را بر نما و چهره کهن و تاریخی این میدان و خصوصاً مدرسه عالی دارالفنون داشته باشد. در واشنگتن و دقیقاً بر اساس همان قانون فوق الذکر در محدوده سه بنای مشهور کاخ سفید، بنای یادبود آبراهم لینکولن و ساختمان کنگره اجازه ساخت هیچ بنایی وجود ندارد. قطعاً در ادامه اهر را با این شهر ها و مصادیق آنها مقایسه نخواهیم کرد که قیاس مع الفارق است. اما به هر حال در سطحی پائین تر بررسی این نکته در مورد شهر اهر نیز ضروری است.

در یکی از محلات تاریخی این شهر با بافتی کاملاً سنتی، خاطره انگیز و نوستالژیک، متشکل از خانه ها ومغازه های بسیار قدیمی که در دل خود مراکز فرهنگی،مذهبی مهمی همچون حوزه علمیه امام صادق(ع) و مسجد امام خمینی(ره)(مسجد سفید) را جای داده است، درست در جنب ساختمان حوزه علمیه و در ضلع شمالی کوچه بسیار باریک منتهی به خیابان حزب الله، ساختمانی 11 طبقه احداث شده است که بی شک به وجهه ی غالب این بخش مهم از شهر اهر تبدیل شده است. محله ای که بزرگترین بنای آن ساختمان 2 طبقه ی حوزه علمیه بوده به یکباره شاهد ظهور ستونی 11 طبقه در میان بافت کهن خود شده است. ستونی که همچون وصله ای ناچسب به چهره و هویت خاص این محله سنجاق شده است. حتی اگر از تاثیرات سوء معنوی این سازه چشم پوشی کنیم، نمی توانیم ترافیک و تراکم انسانی حاصل از حضور ساکنان آن را در این محله ی پر رفت و آمد نادیده بگیریم. مصداق این نوع عملکرد غیر اصولی مسئولین شهری اهر کم نیستند ولی متاسفانه فرصت بیان همه آنها فراهم نیست.

3- معماری بلند مرتبه ها (اپیدمی رنگ زرد)

اعتراف می کنم که اصلی ترین دلیل نگارش این مطلب نه تمام موارد قبلی بلکه همین گزاره سومی است. معماری بکار رفته در ساخت بناها خصوصاً در نمای بلندمرتبه ها یکی از اساسی ترین و تاثیرگذارترین نکات مورد بحث ماست. زیرا که بجز مسائل مربوط به ترافیک وتراکم انسانی حاصله از احداث بلندمرتبه ها، اصلی ترین تاثیر این نوع بناها اثر غیر قابل انکاری است که بر چهره و نمای کلی شهر می گذارند. هیچ فردی نمی تواند تاثیر نمای زیبا و مدرن برج بلور ویا بنای چشم نواز هتل پارس تبریز را بر چهره کلی این شهر انکار کند. نوع معماری بکار رفنه در هر دوی این بناها علاوه بر سایر ویژگی های آنها همچون محل احداث و ارتفاع بلندشان، اصلی ترین دلیل زیبایی و در کانون توجه بودنشان است.

حال نگاهی به معماری بلندمرتبه های اهری می اندازیم. در معماری چهار مولفه حجم و بعد و خط و رنگ دارای اهمیت فراوانی اند که در این بررسی مد نظر ما خواهند بود.

یکی از نمونه های مورد بحث ما، بنای 10 طبقه ای است که در روبروی ساختمان سابق بانک کشاورزی اهر احداث شده است. پنجره، بالکن و پله های اضطراری اصلی ترین المانهای قابل رویت در نمای این ساختمان هستند، بی هیچ خط و بعد وشکلی متفاوت و واکنش برانگیز. در نمای این به اصطلاح برج از دو رنگ غالب زرد و نارنجی مخلوط با قهوه ای(حداقل اینگونه به نظر می آید) استفاده شده است که هر فردی می تواند تصور کند بنایی با این رنگ وبا ارتفاعی بیش از 40،30 متر در شهر کم ارتفاعی همچون اهر چه پدیده شگرفی از آب در می آید. و نهایتاً در توصیف کلی این بنا اینگونه می توان گفت: بنایی است تک طبقه و کاملاً معمولی که ارتفاعش در عدد 10 ضرب شده است. در توصیف سایر بلندمرتبه های اهر هم که بیشترین نمونه های آن در خروجی غربی اهر معروف به «شور دره» احداث شده اند تنها می توانم شما را به مثال قبلی عودت دهم، فقط با این تفاوت که در نمای اغلب این ساختمانها از آجرهای سه سانتی زرد رنگ استفاده شده است. آجرهای زرد رنگی که این بناها را به احجامی زرد رنگِ بدقواره در کنار هم بدل ساخته است. بناهایی فاقد هرگونه نوآوری وجذابیت قابل ذکر. بی هیچ تعارفی می گویم در این ساختمانها تنها چیزی که دیده نمی شود؛ معماری و ذوق و هنر است. این بناها بیشتر به استوانه های زرد رنگِ بارو مانندی شبیه اند که تعدادی سوراخ به عنوان در و پنجره در آنها تعبیه شده است.

اپیدمی رنگ زرد نیز از زمانی در اهر ریشه دواند که خوش سلیقه ای(!) پیشنهادِ یک دست و یک رنگ کردن نمای مغازه ها و خانه های اطراف خیابانهای شهر را داد، آن هم با آجرهای سه سانتی زرد رنگ! و متاسفانه این پیشنهاد تا حدودی در اهر اجرا شد ولی خوشبختانه و به بنا به دلایلی در میانه راه متوقف شد والا معلوم نبود نمای خیابانهای اهر الان چه وضعیت مشمئز کننده ای داشت. و اما نقطه تاسف بر انگیزتر ماجرا آنجاست که امروز می بینیم اپیدمی رنگ زرد به گونه ای دیگر دامن گیر بلندمرتبه های اهر شده است.

و به راستی آیا با چشم پوشی از تمام قصورها وبی ضابطه گی های موجود در فرایند احداث این بناها، نمی شد که با بهره گیری از علوم و تکنولوژیهای روز کمی این برجهای بدمنظر را خوش منظر و زیباتر ساخت؟!

و اما نکته آخر و حائز اهمیت دیگری که حتماً در این فرصت باید بدان اشاره کنم، سکوت معنا داری است که برخی از متخصصین و صاحب نظران نامی شهر در این مورد به خصوص اختیار کرده اند. سکوت و انفعال افراد خوش فکری همچون دکتر شفیع زاده مدیر گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی اهر که خود زاده همین شهر است جای بسی تاسف دارد. حضور اساتید ومعمارانی همچون او در تنها مرکز آموزش عالی معتبر منطقه، بجز آموزش دانشجویان رشته معماری چه سود دیگری برای اهر داشته است؟!

اگر امثال او باب انتقاد و گفتگو را نگشایند رشته سخن در دست همچو منی به بی راهه خواهد رفت و چه شایسته می بود که این بحث در محفلی آکادمیک با حضور صاحب نظران این حوزه همچون دکتر شفیع زاده و... بررسی می شد و این حجم قابل توجه از فضای ارزشمند گویا را اشغال نمی کرد.

و نهایتاً امیدوارم کارشناسان و مطلعین این حوزه بعد از این با شکستن سکوت سوال بر انگیز خود، مسولانه در باب تمام مسائل مورد بحث اظهار نظر کرده و در حل معظلاتی که دامن گیر شهرمان است، نقش بایسته و شایسته خود را ایفا کنند. و نیز لازم به یادآوری نیست که تمام بحث های مطرح شده در این گفتارکاملاً علمی و تئوریک بوده و مثالها و نمونه های ذکر شده درآن صرفاً بخاطر درک بهتر مطالب بوده است.           

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 0:21  توسط مرتضی خضوعی  |