کدام اولویت،کدام تغییر؟!
« بيان پاره اي نكات » از سوي يك شهروند اهري در خصوص نوشتار « چگونه اولويت هاي يك نماينده تغيير مي كنند»
اشاره: در شماره ي 168 نشريه ي گويا نوشتاري در مايه ي نقد با عنوان «چگونه اولويت هاي يك نماينده تغيير مي كنند» به قلم « مرتضي خضوعي » درج شده بود كه در آن، واكنش نماينده اهر و هريس نسبت به داوري در يكي ازمسابقات تيم تراكتورسازي تبريز، مورد نقد قرار گرفته و برخي از مسائل مورد غفلت در حوزه انتخابيه ي اهر و هريس مورد اشاره قرار گرفته بود. در ايام انتهايي سال گذشته آقاي « مرتضي نصيراقدم» نوشتاري در واكنش به آن،به دفتر گويا ارائه كرد. نوشتار اين شهروند اهري را علي رغم حجم زياد آن همراه با توضيحي از نويسنده ي مقاله ي مورد اشاره مي خوانيد.
چگونه اولويت هاي يك نشريه تغيير مي كند؟
پیرو مطلب مندرج در شماره 168 از نشریه شما تحت عنوان « چگونه اولویت های یک نماینده تغییر می کند» بیان پاره ای از نکات و ارائه چند مورد از مستندات ضروری به نظر می رسد. مقام معظم رهبری در مورد انتقاد بیان داشته اند: در نظام اسلامی، اگر چه رسم و سنت انتقاد و نصیحت مشفقانه به مسئولین ، یکی از مواهب الهی و مفاخر اسلامی و مایه رشد و ارتقاء و پیشرفت امور و مصداق بارز فریضه امر به معروف است و باید در جامعه بماند و توسعه و کیفیت یابد ، ولی مخلوط کردن این کار مستحسن و لازم با بدبینی و سوء ظن به کارگزاران اصلی کشور و بد گویی از آنان که به تضعیف روحیه و یا تضعیف جایگاه آنان بینجامد ، خطایی بزرگ و خیانت آمیز خواهد بود . اگر این رهنمون چراغ راه ما می بود، در نگارش مطالبی، از جنس مطلب شماره مذکور با ریزبینی و دقت بیشتری عمل می شد. این متن که به اصطلاح در قالب انتقاد مطرح گردیده بودند، حاوی مطالبی بود که آقای مسعودی ریحان را متهم به بی توجهی (نه حتی کم توجهی) به مسائل منطقه خود می کرد و در انتهای هر بند با مطرح کردن یک سوال توپ را به زمین حریف می اندازد. هر خواننده ای صرفنظر از سطح آشنایی ایشان به ساختار های ادبی، متوجه این موضوع می شود که از نظر نویسنده آقای مسعودی ریحان در هر کدام از موارد مذکور هیچ اقدامی انجام نداده اند، باز تکرار می کنم هیچ اقدامی! بنده با توجه به مستندات بسیار محدودی که در زمان تبلیغات نمایندگی مجلس شورای به صورت تصادفی در اختیارم قرار گرفت، برخی از موارد مطروحه را جهت روشن شدن اذهان عمومی شرح خواهم داد و از آقای مسعودی ریحان خواهشمندم تمامی مستندات خود را جهت اطلاع مردم عزیز منتشر کنند تا سکوت ایشان که مایه مباهات نشریه محترم نیز شده بود حمل بر قبول این اتهامات و افتراها نشود.
1ـ در بخش اول مطلب خود فرموده بودید که چرا آقای مسعودی ریحان از حوزه انتخابیه تبریز کاندید شده اند که عزیزان عالم بالاشاره با شنیدن خبر رد صلاحیت ایشان، جواب سوال خود را گرفته اند و دیگر نیازی به توضیح بیشتر نیست.
2ـ در رابطه با اقدامات چندباره آقای مسعودی ریحان در حل معضل بیکاری پرسیده بودید و بطور ضمنی القا کردیده اید که هیچ اقدامی صورت نگرفته. به حمدالله با مراجعه به بایگانی نشریه خود می توانید نطق ها و مصاحبه های آقای مسعودی ریحان در رابطه با مسئله بیکاری را به اطلاع مردم شریف برسانید، همچنین با نوشتن کلمه مسعودی ریحان و بیکاری در موتور جستجوی گوگل بیست و پنج هزار و نهصد پیوند دال بر اظهارات ایشان وجود دارد، چطور است که شما متوجه آن نشده اید؟ همچنین بنده چند مورد از مکاتبات انجام گرفته که در بازه زمانی یک سال نگارش شده و دال بر درخواست آقای مسعودی ریحان برای سوال از وزیر کار وامور اجتماعی می باشد را خدمت حضرتعالی ارسال می دارم.
ـ نامه شماره 43482/12/د ، در تاریخ 6/7/89 به هیئت رئیسه مجلس برای اعلام وصول سوال آقای مسعودی ریحان از وزیر محترم کار و امور اجتماعي.
ـ نامه شماره 57798/1430 در تارخ 1/11/88 نامه آقای مسعودی ریحان به وزیر محترم کار و امور اجتماعی برای بیان مشکل بیکاری شهرستان اهر و در خواست توضیح برای اقدامات انجام گرفته.
ـ نامه شماره 250313 در تاریخ 17/11/89 نامه دکتر سید علی ریاض قایم مقام معاون رئیس جمهور به وزیر کار و امور اجتماعی در پی پیگیرهای آقای مسعودی ریحان در رابطه با بی توجهی به مشکل بیکاری در اهر.
ـ نامه شماره 44515 به تاریخ20/4/89 ، نامه مدیر کل کار و امور اجتماعی استان آذر بایجان شرقی به وزیر کار و امور اجتماعی مبنی بر ارسال صورتجلسه کار گروه اشتغال اهر و هریس به ریاست آقای مسعودی ریحان.
3ـ اما فرموده بودید در رابطه با امیدهای مردم اهر که به باد رفت و قول هایی که آقای مسعودی ریحان داده بودند و عملی نشد. خواهشمند است بند به بند مواردی که آقای مسعودی ریحان با عبارت« قول و سوگند» بیان داشته اند را با ارائه مستندات به اطلاع مردم برسانید تا مشخص شود که آقای ریحانی به کدام قولی که داده اند عمل نکرده اند. تا مشخص شود ایجاد توهم این ناامیدی ایجاد شده توسط آقای مسعودی ریحان از سوی چه کسی است. باز تاکید می کنم آیا این میزان از نارضایتی دراماتیکی که شما آنرا در دمای زیر 10 درجه ترسیم کرده اید توسط آقای مسعودی ریحان صورت گرفته، آنهم بخاطر قول هایی دادند و عمل نکردند؟ اما در رابطه با امیدهایی که به ناامیدی تبدیل می شود و نشاط هایی که به یاس. مراسم نامزدی شاهزاده انگلیس هزینه ای بالغ بر 80 میلیارد یورو برای دولت وصنایع انگلیس تحمیل کرد، نخست وزیر انگلیس بیان داشت: شادی و نشاطی که بین مردم در طول این روز به وجود می آید ارزشی بسیار بالاتر از این رقم ها دارد. دوباره عرض می کنم 80 میلیارد یورو. فقط یک بار کافی است در روزی که تراکتورسازی در تبریز بازی دارد، در شهر تبریز حاظر باشید تا ببینید مردم از شهرستان ها واستان های همجوار با چه شور و علاقه در هر گوشه شهر به چشم می خورند و شهر حال و هوای دیگری دارد. اما نویسنده محترم این نشاط جمعی که در استان با کمترین هزینه به وجود می آید را به هیج انگاشته و حتی اعتراض به برهم زنندگان آن را امری غیر ضروری می انگارد. می دانید و به هیچ می انگارید یا نمی دانید؟ اگر نمی دانید، بدانید که نشاط عمومی جامعه منجر به شکوفایی و رشد روز افزون آن خواهد شد و ملل مختلف برای نیل به این هدف در جامعه خود از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند اما چند مورد از پیگیری های آقای مسعودی ریحان در رابطه با وعده ها و نه قول هایی که داده اند.
ـ نامه شماره 50213 در تاریخ 24/9/88 از آقای مسعودی ریحان به وزیر کشور برای تفکیک حوزه انتخابیه اهر و هریس.
ـ نامه شماره59924 در تاریخ 18/11/88 از معاون حقوقی مجلس به وزیر کشور به دنبال درخواست آقای مسعودی ریحان برای تبدیل شدن اهر به فرمانداری ویژه.
ـ نامه شماره 77058 در تاریخ 17/11/89 از قایم مقام معاون رئیس جمهور به معاونت پیگیری رئیس جمهور به دنبال درخواست آقای ریحانی برای احداث آزاد راه تبریز ـ اهر ـ باکو.
4ـ در رابطه با تعداد جلساتی که آقای مسعودی ریحان برای حل مشکلات شهرستان اهر داشته اند پرسیده اید و فرموده اید آقای ریحانی برای تراکتورسازی انجام داد و برای اهر انجام نداد. در رابطه با عملکرد آقای مسعودی ریحان در این حوزه تا آنجایی که بنده اطلاع دارم باید عرض کنم آقای مسعودی ریحان خود طراح 36 طرح بوده اند که در صحن مجلس مطرح و بررسی گردید. در رابطه جلساتی که برای بررسی مشکلات اهر و هریس صورت گرفته صدها صورت جلسه مختلف در سطح شهرستان، استان و کشور وجود دارد که در صورت نیاز تمامی آنها با ذکر تاریخ و محل برگزاری قابل ارائه می باشد. اما نکته ای جالب برای بنده این است که در تعدادی از این جلسات که در شهرستان اهر برگزار شده خود نویسنده محترم هم حضور داشته و حالا این لحن انکار همراه با تعجب ایشان برای بنده بسیار بسیار سوال برانگیز است. شما از این نحو بیان چه هدفی را دنبال می کنید؟ در رابطه با بی طرفی و صریح اللهجه بودن شما، دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را.
5ـ در رابطه با دل آقای مسعودی ریحان پرسیده بودید که از وضعیت جاده های اهر به درد آمده یا خیر؟ این که می پرسید، معنایش این است که شما نه دیده اید و نه شنیده اید که آقای مسعودی ریحان اقدامی در این زمینه داشته اند یا خیر. در پاسخ به این سوال شما، اولا باز شما را رجوع می دهم به وجدانتان و مطالب نشریه خودتان. در ثانی علاوه بر حضور چندین باره مسئولان وزارت راه وترابری در شهرستان اهر، فقط تعدادی محدود از مکاتباتی که با مسئولان وزارت راه صورت گرفته را در ذیل می آورم.
ـ نامه شماره 3822/700 به تاریخ 1/2/88 از هیئت رئیسه مجلس به رئیس کمسیون عمران در رابطه اعلام وصول سوال از وزیر راه و ترابری با امضای آقای مسعودی ریحان.
ـ نامه شماره 5784/1656 به تاریخ 7/2/89 از علی لاریجانی به رئیس کمسیون عمران در رابطه اعلام وصول سوال از وزیر راه و ترابری با امضای آقای مسعودی ریحان.
ـ نامه شماره 16579/1656 به تاریخ 16/3/89 از هیئت رئیسه مجلس به رئیس کمسیون عمران در رابطه اعلام وصول سوال از وزیر راه و ترابری با امضای آقای مسعودی ریحان.
ـ نامه شماره 45630/72/د به تاریخ 15/8/87 به وزیر راه و ترابری برای دوبانده شدن جاده مهربان و زرنق
ـ نامه شماره 102336/41 به تاریخ 11/8/89 در با صورتجلسه با معاون وزیر و مجمع نمایندگان استان و اولویت دار اعلام کردن ازاد را تبریز اهر باکو.
ـ نامه شماره 56815/12 به تاریخ 7/10/87 در رابطه با تذکر به وزیر راه و ترابری
ـ نامه شماره 74467 به تاریخ 6/11/89 در رابطه با تذکر به وزیر راه وترابری
6ـ اما فرموده اید تراکتور سازی تیم ما نیست و تیم ما تیم های اهری لیگ های سطوح پایین استان است. اگر فقط یک بار به استادیوم تشریف ببرید و پلاکارد ها و بنرهایی که از سوی اهری ها، ارومیه ای ها، بستان آبادی ها، میاندابی ها، میانه ایی ها و ... در حمایت از تیم تراکتورسازی در استادیوم دست به دست می چرخد می فهمید که منظور از تیم ما کدام تیم است. همچنین شما بفرمایید بقیه شهرستان ها که اداره تربیت بدنیشان دارای رئیس است کدام جام ها را فتح کرده اند، آیا یک مشکل ملی را با به گردن این و آن انداختن می توان حل کرد. خواهشمند است جایگاه بقیه شهرستان ها در لیگ استانی را ذکر کنید و نقش نماینده آن شهرستان ها را نیز در این مقوله با ارائه مستندات بیان کنید تا باز کم کاری آقای مسعودی ریحان در این زمینه مشخص شود؟
7 ـ در بند هفتم از مطالبتان فرموده اید آقای ریحانی چکاره تیم تراکتورسازی است که در مسائل این تیم دخالت می کند؟ شما عزیزان که از اربابان جراید هستید و بهتر از هر کسی در جریان امور قرار دارید باز نمی دانید یا خودتان را زده اید به آن راه؟ مگر تیم صنعت نفت آبادان با تصمیم سازمان بازرسی کل کشور به لیگ برتر نیامد، مگر پاس تهران با نظر نمایندگان مجلس نشد پاس همدان، مگر مس رفسنجان با نفوذ نمایندگان مجلس به یک شهر کوچک نرفت و مگر های بسیار، حتما شما بار اولتان است که اظهار نظر یک مسئول سیاسی در ورزش مشاهده می کنید، حتما؟! که این قدر دلتان برای ورزش سوخته سکوت معنی دارتان در موارد مشابه و این اظهار نظر، جهت وارونه جلوه دادن مسئله رابه حساب چه بگذاریم؟
8ـ جواب سوال هشت شما را ارجاع می دهم به سخنان مقام معظم رهبری، ایشان فرموده اند: ورزش یک امر هیجانی است، چيزهايي هست که هيجان در آن آشکار است، بخصوص بعضي از ورزشها مثل فوتبال يک حادثه هيجاني است. طبيعت فوتبال اين گونه است و با نوع بازي واليبال و تنيس فرق دارد؛ از جهت اين که اصلاً بافت بازي، بافتي است که در آن، مبارزه و هيجان و امثال اينها زياد است. ملتي که اهل مبارزه و تلاش است؛ البته راحتي در رختخواب دراز کشيدن و چرت زدن و تنبلي کردن را ندارد؛ اما از بيماريها، آفتها، بدبختيها، ذلتها و خاکسترنشينيها هم نجات پيدا مي کند. (بخشي از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با برادران سپاه حفاظت ولي امر- 9/8/1379 ) پس این قضیه که اهمیتش برای شما جای سوال دارد از این جا ناشی می شود، پرورش روح مبارزه و تلاش و دفاع از آن وظیفه هر فردی است نماینده مجلس که جای خود دارد.
9ـ اما در رابطه با این سوال که تبریز نماینده ای پرنفوذ ندارد که آقای مسعودی ریحان به دنبال مسائل تیم تراکتورسازی افتاده است؟ و در نهایت منظورتان این است که آقای مسعودی ریحان قصد استفاده تبلیغاتی از این ماجرا را دارد. باید عرض کنم همان گونه که خودتان هم گفتید تبریز نماینده قدرتمند کم ندارد و طبیعتا آنها هم می فهمند که باید از این ابزار به اصطلاح تبلیغاتی استفاده کنند. لابد شما خود را دانا تر و سیاست مدار تر از آنها نمی دانید. پس چرا آنها زیر برگه ای را که قرار است آقای ریحانی ( رقیب آنها در انتخابات) از آن به قول شما استفاده تبلیغاتی کند را امضا می کنند، یا آنها به اندازه شما درکی از وضعیت سیاسی و انتخاباتی شهر خود ندارند که به دست خود یک کاندید دیگر را تبلیغ می کنند. اما در رابطه با مطلبی که فرموده اید آقای ریحانی اشتباه کرده اند که گفته اند نماد آذربایجان تراکتورسازی است باید عرض کنم، وقتی در مسابقات ملی فرانسه تماشاگران خود را مثل خروس رنگ می کنند حتما شما تصور می کنید که ملت فرانسه خروس هستند!!؟ اگر این گونه فکر می کنید، حق با شماست آقای ریحانی اشتباه می کند ولی اگر اینگونه فکر نمی کنید پس دارید حسابی سفسته می کنید. اگر شما فقط یک بار در استادیوم حاظر شوید خواهید دید که تیم تراکتورسازی نه فقط یک تیم که یک سمبل شده، برای زنده نگه داشتن یاد و نام ستارخان ها، باکری ها و دیگر قهرمانان این سرزمین که به فرموده مقام معظم رهبری سر ایران است. بسیار ساده انگارانه است که اگر تیم تراکتورسازی را فقط و فقط یک تیم بنامیم. همه طرفداران فوتبال می دانند که زمانی تیم های استقلال و پیروزی نه بخاطر فوتبال که بخاطر علقه های ضد سلطنت، مردم را به استادیوم می کشاندند و این اشتباه است که بگوییم تیم استقلال یا پیروزی و یا تراکتورسازی فقط به خاطر فوتبال این همه مردم را به استادیوم می کشانند که اگر این گونه است، چرا برای بقیه تیم ها تماشاگران به این شکل عمل نمی کنند. بله آرزو کنید تراکتور باشید اما نه تراکتوری که از آن سواری می گیرند بلکه تراکتوری که تماشا گرانش به عشق ستارخان ها و باکری ها در گرما و سرما گاه یک لحظه هم فوتبال نگاه نمی کنند و شعار یاشاسین آذربایجان سر می دهند. آنچه اینجا بنده ارائه کردم فقط چند مورد از صدها مورد پیگیری های آقای مسعودی ریحان در راستای خواسته های مردم حوزه انتخابیه خود می باشد و در پایان باید عرض کنم بسیار به دور از رسالت خبرنگاری است که احساسات و علایق شخصی را در این حوزه وارد کنیم و فقط به شنیده ها و گفته ها اتکا کنیم، از حضرتعالی تقاضا دارم در مصاحبه ای بی پرده با آقای مسعودی ریحان گزارشی مبسوط از عملکرد ایشان در خواست کنید. تا مشخص شود ایشان اقدامی صورت نداده اند یا اقدامشان نتیجه نداده و یا...
با تشکر مرتضی نصیراقدم مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر
مسائل هر حوزه انتخابيه براي نماينده آن اولويت دارد
توضيح نويسنده ي مقاله
مرتضي خضوعي: جای بسی مسرت است که شهروندی با احساس مسئولیت در حمایت از نماینده خویش، دست به قلم شده و با ارائه اسناد رسمی مجلس! جوابیه مفصلی ارائه کرده است. این اقدام فی نفسه بسیار مبارک است و می توان آن را در ذیل پروسه شهروند مدرن ارزیابی کرد و از این جهت اقدام این شهروند قابل تقدیر است.ولیکن ارائه پاره ای از توضیحات جهت تنویر افکار ایشان ضروری می نماید.
نقد مورد نظر به قلم بنده«مرتضی خضوعی» نوشته شده و به نظر نمی رسد این شهروند عزیز که در دانشگاه شهر نیز تدریس می کنند سهواً در جوابیه شان سردبیر محترم گویا را مخاطب قرار داده باشند. از جملات پایانی بند چهارم چنین بر می آيد که ایشان مایلند سردبیر محترم گویا را نویسنده آن نقد معرفی کنند که در نوع خود بسیار جالب توجه است و نیز این دوست خوبمان برای جوابیه خود تیتر هم انتخاب کرده اند که باز جالب است. یاداشت مورد بحث به شکل واضحی «کیفیت» و نه «کمیت» عملکرد آقای مسعودی ریحان در مواجه با اشتباهات داوری در یک بازی فوتبال بین دو تیم از تهران و تبریز را با عملکرد ایشان در حوزه نمایندگی خویش مقایسه می کند هر چند کمیت آن نیز قابل بحث است و دوستانی که آن نقد مورد نظر را مطالعه ننموده اند می توانند در وبلاگ اینجانب بدان دسترسی پیدا کنند.
جمع آوری امضا برای استیضاح یک وزیر،درخواست تشکیل نشستی فوری با حضور وزیر و مسئولین فدراسیون، شکایت به فیفا و حضور رسانه ای فوق العاده سنگین به نفع یک تیم فوتبال متعلق به شهر تبریز چگونه با چند نامه نگاری (که نماینده قبلی نمایشگاهی از آنها برپا کرده بود) قابل مقایسه است.
تیم تراکتور سازی با تمام ارزشهای آشکار و نهانی که برای این شهروند دارد به اندازه یک تار موی جوانی که خود را از دیوار سنگی ورزشگاه تختی در جنوب اهر به دار آویخت برای بنده ارزش ندارد.آیا تحقیقی صورت گرفته تا مشخص شود آن جوان چرا به آن شکل به زندگی خود پایان داد. آیا آمار خودکشی هایی از این دست نیز همچون اسناد رسمی مجلس به شکل اتفاقی(!) به دستتان می رسد؟ آیا می توانید بگویید آن نامه نگاری ها به چه میزان از بیکاری و متعاقب آن بزه های احتمالی (همچون خود کشی) در اهر و هریس کاسته است؟
پدری در بیمارستان اهر به دلیل «تصادف» سه ماه است که در کماست و فرزندان بی گناهش بدون کوچکترین درآمدی ـ دقت کنید بدون کوچکترین درآمدی ـ روزگار می گذرانند. وقتی به چشمان پسر 7 ساله او نگاه می کنید، غم درون او درونتان را متلاشی می کند.آیا می دانید تصادف عامل یتیم شدن چه تعداد از فرزندان اهری است؟ آیا می دانید در همین ایام نوروز جاده اهرـ تبریز چه تعداد کشته داده است؟ در این میان چگونه از من می خواهید شادی و سرخوشی طرفدارن تیم تراکتور را جزو اولویتهای خود قرار دهم؟
در آن نوشتار به وضوح مقصود بنده همان طور که از عنوانش پیدا است، نقد عملکرد کلی آقای ریحانی نبود و تنها بر این نکته پای می فشرد که چگونه با وجود این همه مشکل در حوزه نمایندگی خویش «تراکتور سازی» برای ایشان اولویت شده است؟
و اما مواردی در جوابیه این شهروند وجود دارد که بسیار جالب هستند از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد؛
1- ایشان چرایی ثبت نام آقای ریحانی از حوزه تبریز را اینگونه توجیه کرده اند؛« عزیزان عالم بالاشاره با شنیدن خبر رد صلاحیت ایشان،جواب سوال خود را گرفته اند و دیگر نیازی به توضیح بیشتر نیست». قطعا بنده از نوع عالم بالاشاره(!)های مورد نظر این شهروند عزیز نیستم چرا که نمی توانم میان این دو گزاره نسبتی برقرار کنم.
2- ایشان شادی و نشاط حاصل از مراسم نامزدی شاهزاده انگلیس با هزینه ای 80 میلیارد یورویی را در کنار نشاط هواداران تیم تراکتور گذارده و می گویند«...اما نویسنده محترم این نشاط که با کمترین هزینه به وجود می آید را به هیچ انگاشته و حتی اعتراض به برهم زنندگان آن را امری غیر ضروری می انگارد». شاید یک میلیارد تومان دستمزد امیر قلعه نویی برای این شهروند کمترین هزینه باشد چرا که ایشان معیارش را مراسم نامزدی شاهزاده انگلیس قرار داده است ولی برای جمعیت چندصدهزار نفری ارسبارن فقط در یک مورد به دلیل نبود دستگاه MRI (به قیمت یک میلیارد تومان) که سال هاست مجبورند راهی تبریز شوند این یک میلیارد دستمزد جناب ژنرال(!) امیر قلعه نویی در یک فصل نمی تواند کمترین هزینه باشد.
3- در بند هفتم با اشاره به نقش نمایندگان مجلس در انتقال برخی از تیم های تهرانی و غیره به سایر استانها خطاب به اینجانب چنین آورده اند:« حتماً شما بار اولتان است که اظهار نظر یک مسئول سیاسی را در ورزش مشاهده می کنید...این اظهار نظر، جهت وارونه جلوه دادن مسئله را به حساب چه بگذاریم». بله واقعا بنده اولین بارم بود که مشاهده می کردم یک نماینده مجلس می خواهد به فیفا شکایت کند و از این منظر پرسیدم که چگونه می خواهند به فیفا شکایت کنند در حالی که به لحاظ حقوقی چنین اختیاری ندارند و فقط مسئولین رسمی تراکتور از چنین حقی برخوردارند. حال مقایسه این موضوع با انتقال تیمهای تهرانی و غیره که آن هم اشتباهی فاحش بود چگونه میسر است؟
4- در بند نهم با ادعای اینکه کار آقای ریحانی تبلیغاتی نبوده با اشاره به نمایندگان تبریز آورده اند:« لابد شما خود را سیاستمدارتر و داناتر از آنها نمی دانید...یا آنها به اندازه شما درکی از وضعیت سیاسی و انتخاباتی شهر خود ندارند که به دست خود یک کاندید دیگر را تبلیغ می کنند». متاسفانه کلمه «کاندید» که همشهری خوبمان استفاده کرده در لغت به معنای «دیوانه» است و واژه صحیح برای نامزد «کاندیدا» است. اما در این خصوص مسلم است که افراد آگاه به امور سیاسی ـ انتخاباتی تنها به امضای همان نامه اکتفا کرده و همانند آقای ریحانی با آن شتاب، اشتباه یک داور فوتبال را به اولویت اول خود تبدیل نمی کنند چون برای شعور موکلین خود احترام قائلند.
5- جالب ترین قسمت جوابیه ایشان باز در آخر آن است جایی که با یادآوری خروس به عنوان تُوتم مردم فرانسه به بنده توصیه کرده اند که تراکتور را به عنوان توُتم و سمبل مردم آذربایجان بپذیرم. انتخاب توتم و یا سمبل یکی از ویژگی های اقوام و ملتهای مختلف در اعصار گذشته بوده است که بعضاً امروزه هم از آنها استفاده می شود،این توتم ها اغلب و یا بهتر است بگوییم در تمام موارد از میان حیوانات انتخاب می شدند که شرح فرایند انتخاب آنها بسیار مفصل است.به عنوان نمونه توتم یا سمبل کشور چین پاندا و یا آمریکا عقاب ماهی خوار سفید است. در دوران طاغوت در ایران هم شیر به عنوان سمبل ایران معرفی می شد. بنده ضمن احترام به تمامی عقاید با این سمبل های حیوانی نیز مخالف هستم، حال نمی دانم در طی کدام فرایند تیم تراکتور(!) هم وارد این حوزه شده و می تواند سمبل یک ملت قرار بگیرد آنهم برای «زنده نگه داشتن یاد و نام ستارخانها و باکری ها»! بنده به دفعات در استادیوم یادگار امام تبریز بوده ام و بارها شاهد به نمایش گذاردن پرچم کشور ترکیه و جمهوری آذربایجان و طرح شعار مجعول و تهوع آور خلیج عربی توسط برخی از تماشگرنماها(!) یا بهتر است بگوییم وطن فروشان معلوم الحال بوده ام و توضیح بیشتر از این را هم جایز نمی دانم.
در همین بند آخر دوستمان می نویسد:«زمانی تیم استقلال و پیروزی نه به خاطر فوتبال که بخاطر علقه های ضدسلطنت،مردم را به استادیوم می کشاندند» اتفاقا مشکل من با تیم تراکتور سازی دقیقاً بر می گردد به این موضوع که سکوهای محل بازی این تیم تنها به بهانه فوتبال پر نمی شود و موضوعات دیگری در این میان وجود دارند که جای طرحشان اینجا نیست. و اما بنده در دوران طاغوت حضور نداشتم و تجربه شخصی ندارم، مطلب و تحقیقی هم در این مورد بخصوص که اشاره کردید مشاهده نکرده ام. در اینکه در آن دوران اکثریت مردم ایران مخالف رژیم طاغوت بودند شکی نیست ولی تا آنجا که بنده اطلاع دارم تیم استقلالی در آن دوران وجود نداشت بلکه نامش «تاج» و نزدیکی آن به دربار شاه اظهر من الشمش بود و چگونه تولید علقه ضد سلطنت می کرده مشخص نیست. این تیم بعد از انقلاب اسلامی به کلی دگرگون شده و به استقلال تغییر نام یافت.
6ـ صحبت از گوگل و جستجوي نام نماينده همراه با بيكاري اين نوشته را به درازا مي كشاند و همين قدر بگويم كه نخستين نتيجه ي جستجوي « غلامحسين مسعودي ريحان و بيكاري» از قضا متعلق به سايت همين نشريه ي گوياست و من فكر نمي كنم حرف ها و سخنان و نطق ها و خبرهاي ايشان به اندازه ي گويا در رسانه ي ديگري منعكس شده باشد. پاسخ برخي از سخنان شما را نشريه ي گويا مستقلاً بايد بدهد اما من معتقدم بي طرفي گويا اظهر من الشمس است و بسيار بيش تر از نقد، عملكرد نماينده را منتشر كرده است. اگر نماينده ي ما بر اساس وعده اي كه داده بود،پيگير معضل بيكاري اهر و هريس بوده، شما كه به مكاتبات ايشان دسترسي داريد، سندي نيز ارائه دهيد كه نشانگر تعداد شغل هاي ايجاد شده در پي تلاش هاي نماينده است. البته شغلي كه نام و نام خانوادگي شاغلان و نوع و ميزان دوام شغل هاي ايجاد شده مشخص باشد و در سايت شخصي ايشان منتشر شود.
در پایان دوباره ضمن ستایش این اقدام جناب نصیر اقدم از ایشان سپاسگزاری می کنم و اگر نتوانستم بدلیل طولانی شدن مطالب به همه سوالات ایشان پاسخ دهم پوزش می خواهم.