سحرگاه اولین روز تیرماه،قاتل "امیر رضا" ی 9 ساله در مقابل دیدگان جمعی از مردم اهر -که خبرگزاری فارس تعدادشان را 5 هزار نفر اعلام کرد- بعد از تحمل صد ضربه شلاق به دار مجازات آویخته شد.
67 روز پیش خبری اهر را چنان در بهت و حیرت فرو برد که نمونه اش در تاریخ این شهر کمتر یافت می شود.کودکی مظلوم به طرز فجیعی کشته شده و جسد نیمه سوختهاش در 25 کیلومتری جاده اهر و ورزقان رها شده بود، در عرض دو،سه روز احساس خشم و اضطراب توامان فضای شهر را دربر گرفت ،اما در چهارمین روز؛ خبر دستگیری قاتل از سوی پلیس تا حدودی آرامش را به فضای روانی شهر بازگرداند و صبح امروز قاتل در مقابل خشم حاضرین به دار آویخته شد.
از عصر دیروز خبر داشتم که مجازات در ملاءعام خواهد بود ولی می دانستم که تحمل تماشای چنین صحنه هایی را ندارم و نمی توانم در آن شرکت کنم. بعد از اتمام مجازات اما از صبح امروز عکس ها و فیلم های این رویداد در میان مردم دست به دست می چرخد و باز من تحمل دیدنشان را نداشتم.ذهنم مملو از سوالات بی پاسخی بودند که همچون خوره روحم را آزار می دادند؛
چگونه سرنوشت انسانی به اینجا ختم می شود که همشهریانش برای تماشای لحظه جان کندنش لحظه شماری می کنند؟ چگونه انسانی دست به عملی می زند که او را از مقام انسانیت پایین کشیده و از چوبه دار آویزانش می کند؟ منشا خشونت لجام گسیخته ای که این مرد با دست یازیدن به آن در یک لحظه قاتلی بی رحم شد چیست؟ سرنوشت اعضای خانواده "امیررضا" و خانواده "قاتل" بعداز این حادثه چگونه رقم خواهد خورد؟ نقش و میزان تاثیرگذاری جامعه و اعضای آن در بروز چنین حوادثی چیست؟ چگونه می توان جامعه را از چنین صحنه های زجردهنده ای تهی ساخت؟چگونه می توان زمینه های بروز چنین حوادثی را از بین برد و یا به حداقل رساند؟ و سوالات بیشمار دیگری که احساس استیصال را در من به اوج رسانده بودند تا اینکه مثل همیشه نهج البلاغه و دنیای آرامش بخش حضرت امیر دوباره به دادم رسید.نمی دانم چرا ولی در دست گرفتن نهج البلاغه هم روح مرا تسکین می دهد و دخول در آن آرامش،نظم و انسجام فکری ام را افزون می کند.
انسان و زیست اجتماعی از نگاه حضرت علی (ع)
۱-« از پراكندگي و جدايي حذر كنيد كه انسانِ تنها بهره شيطان است، آن گونه كه گوسفندِ تنها، طعمه گرگ است.»( خطبه 127)
از تحلیل این سخنان چنین نتیجه می شود که انسان نمی تواند در انزوا و زیستی فردی به تکامل برسد و براي به دست آوردن منافعي كه تنها در پرتو اجتماعي بودن به دست مي آيد ناگزير بايد به اجتماع و زیستی اجتماعی تن در دهد.
۲-«اي مردم، همانا رضايت و خشم، مردم را مجتمع مي سازد. شتر صالح را يك نفر پي كرد، اما خداوند تمامي آنها را عذاب كرد، چون آنها به اين كار راضي بودند»(خطبه 192) (فعقروها فاصبحوا نادمين) (شعرا 157)
«آن كس كه به عمل قومي راضي باشد، مثل كسي است كه داخل آن قوم و همراه آنان باشد».(حکمت146)
این سخنان در ادامه مفهوم «زیست اجتماعی» از نگاه حضرت است و نیز می توان از آنها مفهوم «اصالت فرد و جمع» در مقابل اصالت فرد یا اصالت جمع را استخراج کرد. در خطبه192، انديشه و تفکر جمعي، مورد تاكيد قرار گرفته است. بر این اساس ، رضايت و خشم كه از شاخصه های فرهنگ جمعي هر جامعه اي است ،می تواند بر سرنوشت جوامع تاثیر بسزایی بگذارد. در بیان حضرت؛درهرجامعه، انسانها درعين فردیت و استقلال دارای روح و هویت جمعي هستند و در نتیجه اصالت هم با فرد است و هم جمع.نظریه ای که اومانیسم و لیبرالیسم را به چالش می کشد.
نتیجه گیری: انسانها با اندیشه های واحد، اجتماعی مطابق مصالح جمعی خود تشکیل می دهند،چه جدا از هم باشند و چه در کنار هم. این اندیشه جمعی که مولد جامعه بشری است در میدان عمل برای دوام و قوام به ابزاری به نام «اخلاق اجتماعی» نیازمند است تا بتواند به ساختارهای درونی خود نظم و نسق دهد.
«اخلاق اجتماعی» از نگاه حضرت علی(ع)
1-قانون-سنت
«هرگز سنت هاي پسنديده اي را كه پيشوايان اين امت به آن عمل كردند و الفت و انس به سبب آن بين مردم پديد آمده و امور رعيت به واسطه آن اصلاح گرديده است، نقض مكن.»(عهدنامه مالک)
حضرت همواره یکی از ابزار های تکوین ارزشهای اخلاقی در بستر جامعه را سنت های قدرتمند اجتماعی و قوانین متاثر از آنها می دانست و پیروی از قوانین و سنت های پسندیده را تضمینی برای حرکت صحیح جامعه در مسیر خود قلمداد می نمود از این روی مالک اشتر را به پیروی از سنت های پسندیده که موجب پیوستگی مردم است توصیه می کند، بی شک يكي از بسترهاي تکوین اخلاق اجتماعي قوانين و سنت های يك جامعه بشری است.آداب و رسوم هر جامعه اي به مانند قالبي رفتارها را شكل مي دهد. انسانها زمانی كه مجبور به رعايت هنجارهاي اجتماعي (كه در قالب قوانين و سنتها جلوه مي كنند) باشند، در سایه این قوانین و سنن، تربیت شده و مسير سعادت خويش را بهتر مي پيمايند و در نقطه مقابل اگر ناهنجاري هاي جامعه به صورت سنت هاي ناپسند در آيند، اجتماع را از درون متلاشی کرده و آن را به ناکجا آباد رهنمون خواهند ساخت.
2-دولت-ملت
«رعيت هيچ گاه اصلاح نمي شود، مگر با اصلاح واليان. و حاكمان هرگز اصلاح نمي شوند، مگر با اصلاح رعيت. اگر رعيت حق حكومت را ادا كند و حكومت نيز حقوق آنان را مراعات نمايد، حق درميانشان قوي و نيرومند خواهدشد... و اگر رعيت بر والي خود چيره شود يا رئيس حكومت بر رعايا ستم روا دارد، نظام بر هم مي خورد و نشانه هاي ستم و جور آشكار مي شود، دستبرد در احكام دين، بسيارشده وجاده هاي وسيع آداب و سنن، متروك خواهد ماند. از اين روي، بر اساس هوي و هوس عمل مي شود، احكام الهي تعطيل و بيماري هاي اخلاقي فراوان مي گردد»(خطبه107)
تاثیر ساختارهای قدرت بر اخلاق اجتماعی در این فراز از بیان حضرت نمود آشکاری دارد.حکومت و نهاد های زیر دستی آن به واسطه ابزار ها و قدرتی که در دست دارند همچون شمشیر دو لبه ای هستند که هم می توانند جامعه را به سوی تعالی رهنمون کرده و «حق را قوی و نیرومند » سازند و هم می توانند «بیماری های اخلاقی فراوان» تولید کنند.
3-آگاهی اجتماعی
«هر كس ضرر شر را نشناسد، بر باز ايستادن از آن، توانا نيست.»
از ديدگاه حضرت علي (ع) جامعه ای که عناصر آن بي بهره از آگاهي اند، جامعه اي است كه زندگان آن مردگان بدبختند؛ زيرا انسان نادان از ارزش هاي انساني تهي است. ناداني، مركز فساد و ظلم بوده و سرچشمه بدبختی ها است.
آگاهي اجتماعي از ديدگاه نهج البلاغه ابعاد مختلفي دارد كه يكي از آنها آگاهي از حقوق فردي و اجتماعي است. هنگامي كه شهروندان يك جامعه به حقوق فردي و اجتماعي خود آشنايي داشته باشند و نتايج و عواقب آن را بدانند بهتر مي توانند حقوق خود را استيفا نموده و حقوق ديگران را نيز رعايت نمايند.از ديگر ابعاد آگاهي، شناساندن خطرها و تهديدها است. .بنابر اين، شناخت آسيب ها، روشي براي جلوگيري از ناهنجاري هاي اجتماعي است و بستري است كه اخلاق اجتماعي در آن رشد مي كند و به بار مي نشيند.
نتیجه گیری نهایی
انسان موجودی است اجتماعی و برای حیات نیازمند زیستی اجتماعی است که جامعه انسانی این نیاز او را برطرف می سازد.جوامع بشری خود برای تداوم حیات بیش از هر چیز نیازمند تکوین الگوهای رفتاری صحیح و به بیان دقیق«اخلاق اجتماعی»اند.که در بیان حضرت امیر؛قوانین و سنت های پسندیده،حکومت و نهاد های تربیتی و ابزارهای بازدارنده آن و آگاهی های اجتماعی بازوهای یک جامعه برای تربیت انسانهایی متمدن هستند.انسانهایی که منافع فردی خود را بر منافع جمعی ترجیح نمی دهند.انسانهایی که رعایت حقوق دیگران را جزو وظایف انسانی خود می پندارند.انسانهایی که در فرایندی جمعی و عمومی تربیت شده و رفتارهایشان در یک قالب فرهنگی و اجتماعی قابل تحلیل است.انسانهایی که در ضمن احترام به قوانین و هنجارهای جامعه از حقوق فردی خود نیز دفاع می کند.انسانهایی که در مقابل ناهنجاری های جامعه احساس مسئولیت کرده و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی کنند
حال:
آیا مردی که امروز صبح در اهر اعدام شد فردی متعلق به جامعه ما نبود؟ آیا او در درون ساختارهای تربیتی جامعه ما تربیت نشده بود؟ آیا او در معرض ابزارهای بازدارنده جامعه ما قرار نداشت؟ آیا او در کنار ما و در طی یک فرایند جمعی و در دستگاه فکری یکسانی رشد نکرده بود؟ آیا او در معرض پدیده ای به نام آگاهی های اجتماعی نبوده است؟ آیا رفتار های او و ما در یک قالب فرهنگی و اجتماعی قابل تحلیل نیست؟ آیا او یک بیمار روانی بود و تمام این پرسشها و تحلیل ها پوچند؟ آیا با اعدام او پرونده«اخلاق اجتماعی» ترک برداشته جامعه بیمار ما هم بسته شد؟ آیا یک مسلمان و یک شیعه علی نباید بعد از تماشای اعدام این فرد از خود بپرسد که؛ خود او در این پرده از نمایش جامعه بیمارش چه نقشی بر عهده داشته و جایگاهش در این میان کجاست؟ آیا با اعدام این فرد حساب همه ما در پرونده مرگ آن کودک مظلوم پاک شد؟ مگر نه این است که پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«کلکم راع و کلکم مسئول»؟