نمایندگان مجلس در مناطق ویژه ای همچون اهر در طول دوران نمایندگی شان با مسائل بسیار پیچیده ای دست و پنجه نرم می کنند که نتیجه این دست و پنجه نرم کردن ها به شکل آشکاری در انتخابات بعدی پیش روی ایشان رخ نمایی می کنند.نتیجه ای که آقایان معماری،دینی و ریحانی در 12 سال اخیر از آن بی بهره نبودند.قطعا اگر عمری باشد در فرصت های پیش رو بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت لیکن فی الحال به اقتضای شرایط موجود و برخی اتفاقات روی داده به یکی از مواردی که مردم اهر حساسیت ویژه ای روی آن داشته و در نوع نگاهشان نسبت به عملکرد نماینده تاثیر بسزایی دارد می پردازم.

مردم اهر به شکل موشکافانه ای نحوه عملکرد اطرافیان نماینده و یا افراد منتسب به  او را همواره رصد کرده و ارتقاء پست و مقام و یا تغییر رویه آنها بعد از موفقیت کاندیدای مطبوعشان و نیز کوچکترین کج روی از سوی آنها را بی کم و کاست به حساب نماینده می گذارند که در بیشتر مواقع خود نماینده در جریان این موارد قرار نمی گیرد و بدون اینکه خود بداند این اتفاقات ذهنیت مدافعان وی را نیز مخدوش می کند. و این فرایندی است که قطعا دینی و ریحانی بهترین درک را می توانند از آن داشته باشند. در سالهای پایانی فعالیت ریحانی فرزند یکی از افراد شاخص ستاد وی چنان مداخلاتی در بعضی امور به خرج داد که بعضی ها نقش پدر وی را تا آنجا جلو بردند که قابل کنکاش نیست و بی شک یکی از دلایل عدم موفقیت ریحانی حاشیه هایی بود که افراد منتسب به وی برایش به ارمغان آوردند.

حال تمام این تجارب پیش روی فلاح قرار گرفته و اگر وی نیز از این سوراخ گزیده شود قطعا موفقتر از اسلاف خویش نخواهد بود. هیچ شکی نیست که فلاح نمی تواند برای جلوگیری از حوادث غیر قابل پیش بینی و کج روی های احتمالی افراد منتسب به خویش آنها را خانه نشین کرده و یا از پست هایی که در آن خدمت می کنند پایین بکشد اما می تواند با توصیه های  ویژه خود این افراد خاص را از عواقب هولناک عملکردشان آگاه سازد که اگر نسازد و کنترلی بر روی اعمال ایشان نداشته باشد بیشترین ضربه را از ناحیه همین افراد خواهد خورد.

دانشگاه آزاد به دلیل موقعیت ویژه اش یک از مراکزی است که همچون آینه می تواند بازتاب دهنده فضای کلی حاکم بر حوزه نمایندگی یک نماینده باشد و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این قاعده در منطقه ما جا افتاده و مردم نگاه ویژه ای به دانشگاهشان دارند،چرا که این دانشگاه یکی از بهترین دانشگاه های آزاد شمال غرب کشور است. جابه جایی هایی هرچند اندک، برخورد هایی هرچند کم ارزش در دانشگاه اگر ردپایی از نماینده در آن باشد سریعاً می تواند در بین مردم بر وجهه مثبت نماینده افزوده ویا از آن بکاهد.هرچند به اعتقاد بنده این فرایند بسیار قابل نقد است و نباید این موارد در عملکرد کلی نماینده بیش از حد به چشم آید  و باید در سطح خود ارزش گذاری شود اما همان طور که پیش تر آمد چه بخواهیم و چه نخواهیم این وضعیت پیش روی نماینده قرار دارد و ناگزیر از رو برو شدن با آن است.

اخیراً مواردی از رفتار شخصی شاخص در دانشگاه مکرراً به دستم رسیده که بعنوان مصداق به آن اشاره می کنم و امیدوارم در اصلاح این فرایند نامیمون موثر افتد.براساس شنیده ها در یکی از رشته های این دانشگاه  شخصی  که  بنا به شواهد موجود نزدیکی اش به نماینده قابل کتمان نیست بعنوان مدیر گروه این رشته برگزیده شده در حالی که هنوز چند سالی از اخذ مدرک کارشناسی ارشدش نمی گذرد و سابقه تدریس چندانی در دانشگاه نداشته و عضو هیات علمی این رشته هم محسوب نمی شود اما به هر روی در جایگاه مدیر گروهی این رشته قرار گرفته و در مواردی رفتار مناسبی با دانشجویان نداشته و با زبان تهدید و ارعاب با آنها سخن گفته است و هیچ ابایی هم ندارد که این رفتار زننده اش را به حساب نزدیکی اش با نماینده بگذارند،چرا که به گفته خودش «دیگر زور کسی به وی نخواهد رسید» و به نظر می رسد افراد دیگری با این نوع رفتار وجود دارند که فعلا به این مورد اخیر بسنده می کنم.

قبول دارم که مورد پیش گفته چنان پیش پا افتاده و نازل است که شایسته مطرح کردن در ذیل این یادداشت نبود.اما یادآوری می کنم که همین موارد نازل در صورت فزونی یافتن می توانند همان راهی را برای فلاح هموار کنند که اسلافش از آن گذشته و این کرسی را برای وی به ودیعه گذاردند.حال با فلاح است که یا راه اسلاف خویش را ادامه دهد یا کنترل بهتری بر روی رفتار افراد منتسب به خویش داشته باشد و خود را از نتایج سوء رفتار آنها مصون بدارد و یا منتسب نبودن این افراد به خود را به اطلاع مردم برساند تا نه این افراد از نزدیکی با وی سوءاستفاده کنند و نه مردم ترسی از ایشان داشته باشند و نه مسئولین رده بالا لی لی به لالای آنها گذارده و از حساب نماینده برای آنها مایه بگذارند.