نقطه ای که مصطفی شکری در آن ایستاده است

سرانجام بعد از حرف و حدیث ها و حواشی بسیار صندلی خالی مانده مولاخواه به مصطفی شکری رسید. وقتی در اواخر بهار92 خبر رسید که همه اعضای شورای مستقر ردصلاحیت شده اند، می شد پیش بینی کرد که شواری بعدی اهر شورایی معمولی نخواهد بود چه آنکه لیست نامزدهای موجود جهت شرکت در انتخابات نیز امیدوارکننده به نظر نمی رسید. هفت ماه از آن ایام گذشته است و اکنون همه اتفاقات پیرامون این شورا از روز انتخابات و حواشی آن گرفته تا چگونگی انتخاب شهردار پیش روی ماست.از چگونگی رای آوری و میزان رای منتخبین و ناشناخته بودن و بی تجربگی آنها تا تاثیر پذیری و حرف شنویشان از برخی چهره ها و از اختلافات پیدا و پنهانشان بر سر انتخاب شهردار و جبهه بندی های شکننده و چندباره تا ریز و درشت گفته ها و کرده هاشان حتی در ریزترین موارد همه و همه در مقابل چشمان بیدار جامعه قرار داشته و قابل تحلیل و بررسی است.

عملکرد شورای چهارم اهر در هفت ماه گذشته و در موارد مختلف توسط اصحاب فکر و رسانه در این شهر  مورد تحلیل و نقد واقع شده و تا حد امکان زوایای مختلف مسیر حرکتی این شورا بررسی و درخصوص آن خبررسانی شده است و من معتقدم پایان روند انتخاب شهردار و شروع بکار وی می تواند نقطه عطف این جریان باشد و می شود با عبور از تمامی آن حواشی به روزهای آینده امیدوار بود.

بومی بودن  و داشتن تخصص مربوط به حوزه کاری همواره یکی از دغدغه های افکار عمومی در انتصاب و انتخاب مدیران و مسئولین شهر بوده و هست.گرچه در سیستم های مدیریتی نوین و کارآمد، تخصص کافی و  اشراف بر حوزه کاری و توان مدیریتی، مقدم بر بومی بودن است اما در شرایط و جامعه ای که  همواره عِرق و تعصب بر ساختارهای مدیریتی آن سایه افکنده نمی توان از رانت ها و امتیازات سیستم مدیریتی متاثر از عرِق و تعصب بومی بودن چشم پوشی کرد. افکار عمومی ما همواره با این استدلال که  مدیران غیر بومی فقط برای رفع تکلیف و بدون تعصب و میل باطنی در اهر کار کرده اند، نگاهشان به  مدیران غیر بومی نگاه چندان مثبتی نبوده است. هرچند این قضیه مثال های نقضی هم داشته ولی در کل این قضیه صادق است که افکار عمومی اهر به مدیریت بومی تمایل بیشتری دارد.

شهردار جدید، زاده اهر و دانش آموخته مهندسی عمران در سطح کارشناسی ارشد است که سابقه ریاست نظام مهندسی ساختمان اهر را در کارنامه دارد.هرچند وی از بدنه شهرداری نیست اما با سیستم شهرسازی و مدیریت شهری هم ناآشنا نیست. مصطفی شکری جوان و قطع به یقین کم تجربه است خصوصاً در مدیریت ساختاری همچون شهرداری اهر که داری سیستمی معیوب و در برخی بخش ها فاسد است.درست است که شکری مدیری خارج از بدنه و کم تجربه در امور مدیریتی شهرداری است اما وی مهندسی باسابقه، جوان،بومی و قطعاً با تعصب نسبت به زادگاه خود(اهر) است دقیقاً شرایطی که به ادعای ما مدیران بومی از آن بی بهره اند.

ما اگر ادعا می کنیم که از کنار مدیریت ضعیف و بی عِرق مدیران غیر بومی زیان کرده ایم باید برای آنها آلترناتیو و جایگزین معرفی کنیم.امروز اگر دولت روحانی بخواهد فرمانداری بومی و باب میل مردم اهر در این شهر بر سر کار آورد گزینه های ما برای معرفی به این دولت کدامند؟! آموزش و پروش اهر از صد سال پیش قطب آموزشی قره داغ بوده است،امروز مدیریت آن در چه سطحی است؟ آیا ما مهره دندان گیری برای تحمیل به نماینده داریم تا آموزش و پرورشمان مدیر بومی داشته باشد؟! چرا بعد از یک سال هنوز خلعِ رضایی در دانشگاه آزاد اهر احساس می شود، آیا اهر فقط یک رضایی داشت؟!

ما شهرداری بومی و ایده آل می خواهیم، اما از کجا؟ از کدام حلقه مدیریتی؟ آیا ما بفکر تربیت مدیر بومی بوده ایم،آیا مدیران بومی اما کم تجربه و ضعیف خود را در سطوح پایین تر تحمل کرده ایم تا رشد کرده و در سطوح بالاتر ابراز وجود کنند؟! آیا قویترین مدیران این سرزمین از آغوش مادر، مدیر پیاده شده اند؟ آیا وقتی ولی الله دینی رئیس اداره گاز اهر بود کسی فکرش را می کرد که روزی وی یکی از قدرتمندترین مدیران کل آذربایجان شود؟! آیا وقتی علیزاده در روستاهای اهر نقشه برداری می کرد قابل تصور بود که وی روزی مدیر کل راه و شهرسازی استان خواهد شد(هرچند نقد بسیار بر وی وارد است)؟! چرا این مدیران توسط سایر شهرها جذب، تقویت و استفاده می شوند اما خود ما از وجود امثال آنها بی بهره ایم؟! آیا پدارانمان راست گفته اند که« اهرده آلا قارقا بالا چخاتماز » ؟!

در تمام سالیان گذشته فرهنگ و افکار غلط حاکم بر فضای اهر و سیستم معیوب مدیریتی این شهر بجای ایجاد فرصت برای رشد مدیران جوان و بومی همه فرصت های پیش روی خود را سوزانده است.مدیر بومی مدیری نیست که صرفاً  زاده محل مورد نظر باشد بلکه  مدیری است که رده به رده در سیستم مدیریتی آن محل رشد کرده ،آموزش دیده و بالا آمده باشد تا علاوه بر میل باطنی(بدلیل تعصب یا هرآنچه که اسمش را می توان گذاشت) برای پیشرفت و توسعه زادگاه خود از توان،تجربه، درایت و شناخت لازم نیز بهره مند شده باشد تا بتوان او را با خیال آسوده به سمت های بالاتر ارتقاء داد.

امروز ما از چنین سیستم تربیتی برای تولید مدیر بومی محرومیم و نمی توانیم از گلیم محدود زیر پایمان تجاوز کنیم.امروز اگر اعضای شورای مستقر را برایند شایسته ای از جامعه اهر نمی دانیم باید این را هم بدانیم که در سال های آتی جانشینان ایشان نیز برتری چشمگیری نسبت به آنها نخواهند داشت چرا که این چرخه معیوب است و روز به روز بر مشکلاتش افزوده می شود.

و جان کلام اینکه «اَت ورممش کوفته ایستمک اُلماز».مصطفی شکری بهترین گزینه ای است که از درون بلبشو حاکم بر این شورا بیرون آمده.اگر ما مدیر بومی و قوی می خواهیم باید از نقطه ای شروع کنیم. اگر شیرین زاده می توانسته شهرداری اهر را اداره کند بعید است که شکری نتواند.اگر عادلیِ اهل هاس کلیبر توان ایجاد تحول (هرچند از مسیرهای نچندان مشروع) در اهر را داشته قطعاً یک مهندس اهری توان ایجاد تحولی بزرگتر و البته از مسیرهای مشروع و قانونی را دو چندان خواهد داشت. اگر مولاخواه با مدرک کاردانی عربی توانسته بر شهرداری اهر حکم براند به طریق اولا شکری از او شایسته تر است.

به اعتقاد این قلم با چشم پوشی از عملکرد و کلیت شورای شهر مستقر اهر، شکری بعنوان شهردار جوان و بومی نقطه عطف مدیریت اهری ها در اهر است.موفقیت او می تواند راه را برای ایجاد یک تحول اساسی در ساختار مدیریتی اهر ایجاد کند تا سایر بخش ها نیز جرات استفاده از تحصیل کرده های جوان اهری را بجای نیروهای غیر بومی داشته باشند. و اما در نقطه مقابل  ضعف و شکست شکری و عدم موفقیت وی، کورسوی ضعیف بوجود آمده برای ایجاد این تحول و تغییر نگرش را نیز کور خواهد کرد.

شکری روزهای سختی در پیش رو دارد، وی برگزیده شورای است که در همین مدت اندک ردپای مناسب و قابل دفاعی از خود برجای نگذارده و جو منفی موجود دامن گیر او نیز هست. شهردار جدید اهر برای تلطیف فضای موجود و رسیدن به نقطه ای قابل دفاع، می تواند 6 اصل زیر را مدنظر داشته باشد.

1) شفافیت

شفافیت رمز موفقیت شهردار جدید اهر در جلب اعتماد افکار عمومی است. تصمیم گیری ها و اتخاذ سیاست های کاری در فضای شفاف، با آگاهی افکار عمومی راه نفوذ و تاثیرگذاری حلقه های قدرت را محدود کرده و هزینه های این تصمیم ها و سیاست ها را چه در مرحله طرح و چه در مرحله اجرا به میزان قابل توجهی کاهش خواهد داد.سیستم مالی شهرداری بدلیل خودگردان بودن و رابطه مستقیمش با جیب مردم استعداد شگرفی برای تولید فساد دارد.شفافیت مالی،پرهیز از قبیله ای و کدخدامنشی اداره کردن شهرداری و برخورد شدید و علنی با متخلفین، داروی مقاوم کردن این سیستم در مقابل فساد است.شهردای نهاد امنیتی نیست که در نَقل اخبار داخلی اش محدودیتی وجود داشته باشد هرآنچه در این نهاد مردمی روی می دهد باید بدون کم و کاست به اطلاع مردم برسد. از جلسات شورا و مصوباتش گرفته تا گزارش عملکرد شهرداری در تمام بخش ها بدون کوچکترین سانسور و دخل و تصرفی باید در اختیار افکار عمومی قرار بگیرد.این روند علاوه بر تقویت پشتیبانی مردم از امور مثبت و تشویق کارگزاران زحمت کش و سالم، عامل بازدارنده مناسبی است در مقابل برخی خواسته ها و امور خلاف و غیر قانونی.

2)خانه تکانی در ساختار معیوب شهرداری

نظام مهندسی ساختمان اهر بیش پانصد عضو دارد و این شرم آور است که مسئول شهرسازی در شهرداری اهر سالها با لیسانس کشاورزی در این سمت حضور داشته و تنها مدتی است که به مدد دانشگاه آزاد به صرافت تحصیل در رشته عمران افتاده است.تنها یک بار حضور در بخش های فنی شهرداری کافی است تا از سطح فنی کارکنان و کارشناسان این بخش ها انگشت به دهان بمانید.یک امتحان ساده در حد تعریف و شرح مسئولیت انجامی در میان کارکنان شهرداری اهر به میزان یک نصف صفحه روشن خواهد کرد که چرا سیستم شهری اهر سالاهاست که با رکود و قفل شدگی مواجه است.ایجاد تحول در شهرداری اهر بدون یک خانه تکانی اساسی امکان پذیر نیست هرچند که این امر می تواند هزینه و جو سنگینی را بر علیه شهردار جدید ایجاد کند اما این مورد اجتناب ناپذیر است. دیر یا زود این کار باید عملی شود.قطعاً کسانی که از تر و خشک کردن درختان پارک  و آب پاشی چمن ها به پشت میزکارشناسی و رده مهندسی صعود کرده و از فرش به عرش رسیده اند در مقابل این خانه تکانی اگر خراب کاری نکنند مقاومت خواهند کرد. وقتی اکثریت اعضاء جامعه درگیر مشکل مسکن هستند درحالی که یک کارمند شهرداری بیشتر از تعداد انگشتان یک دست در نقاط مختلف شهر ملک خریداری کرده است(هرچند به نام غیر) قابل پیش بینی است که خانه تکانی مدنظر چه واکنش هایی را بدنبال خواهد داشت و البته این هم اجتناب ناپذیر است چون هیچ عمل جراحی برای درمان یک بیمار بدون درد و مشقت انجام نمی شود.

3) استفاده از مشاورین و نیروهای متخصص

شاید به دلیل قوانین کار در کشور نتوان نیروی کارشناسی جدید قابل توجهی وارد بدنه شهرداری کرد اما ازاطلاعات، ایده ها و دانش این افراد که می توان استفاده کرد. همه ما از میزان ریخت و پاش ها و خاصه خرجی های شهرداری در ادوار مختلف خبر داریم هیچ ایرادی ندارد که شهردار جدید با تشکیل یک یا چند تیم کارشناسی و مشاوره نیمه رسمی، قسمت اندکی از منابع این ریخت و پاش ها را به چنین گروه های کارشناسی و مشاوره ای هدایت کرده و از خروجی این گروه ها در تصمیم گیری های خود و اعضاء شورا استفاده کند.امروز معدود کارشناسانی پیدا می شوند که برای رضای خدا ایده ارائه کنند. شهردار جدید اگر بجای شنیدن بله قربان و حق باشماست قربان و نوکرم و چاکرم، شهامت شنیدن سخنان و نقدهای تلخ متخصصین حوزه کاری خود را داشته باشد و بجای بادمجان دورِ قاب چین ها از چنین نیروهایی استفاده کند موفقیت در این راه برایش سخت نخواهد بود.

4) تمرکز بر روی طرح های اساسی و بلند مدت

شاید روزی که فهمی در اهر کمر همت برای انقلاب در بدنه شهری بست و خانه های زیادی را خراب کرد تا شهر نفس بکشد خیلی ها سایه اش را با تیر می زدند و حتی خیلی ها از  وی به دستگاه قضا شکایت بردند که بعضی از این پرونده ها هنوز هم پای فهمی را به دادگاه می کشد. اما قضاوت امروز اهری ها از فهمی و کارش چیست؟

فهمی ها و شفیعی ها می توانستند با خرید سنگ فرش بی کیفیت از تولیدی رفیقشان در تبریز و آذین کردن موقت پیاده رو ها خودی نشان دهند.آنها می توانستند با لابی در کمسیون ماده 5 تراکم غیرقانونی بگیرند تا از  قِبَل آن، پول خاصه خرجی هاشان جور شود.آنها می توانستند با تهدید کارکنان شهرداری در سالن سینما آنها را از پیگیری و رسانه ای کردن 6 ماه حقوق پرداخت نشده کارکنان شهرداری بازدارند تا چند صباحی بیشتر پشت شهردار باشند.آنها می توانستند چند سال پشت میز شهرداری بخوابند و موقع رفتن بگویند 500 میلیون در حساب شهرداری گذاشتیم و رفتیم.آنها می توانستند با سیستم بریز و بپاش و بدهی های میلیاردی ادعای ایجاد تحول داشته باشند. آنها هم می توانستند اما نکردند تا امروز افکار عمومی و وجدان مردم در موردشان قضاوت کند و بگوید که ای کاش یکی مثل فهمی و شفیعی شهردار اهر می شد.

شکری برای موفقیت درکارش باید راه امثال فهمی و شفیعی را ادامه دهد و بلکه قوی تر از ایشان این راه را توسعه دهد.مسیرگشایی های ذیل طرح تفصیلی که اکثرشان بدلیل زلزله سال گذشته تکانی خورده اند باید در دستور کار قرار گیرند.چند مورد از این مسیر گشایی ها می تواند نفس شهر را باز کند.یکی از بزرگترین معضلات حال و آینده اهر ترافیک در حال فریز شدن آن است.طرح های من درآوردی راهنمایی و رانندگی در دوره فرماندهی قبلی در میان انفعال شهرداری نشان داد که شهرداری در مقابل ترافیک قفل شده تسلیم شده است و اصلاً ایده و طرحی در این خصوص ندارد. بنده سال گذشته ایده برچیدن میادینی را که با یک طرفه شدن خیابان ها کاربرد خود را از دست داده اند، مطرح کرده و در ذیل آن چند راهکار دیگر نیز ارائه کردم که به مذاق راهنمایی و رانندگی خوش نیامد اما امسال می بینیم که با حضور فرماندهی انتظامی جدید که خود یک نیروی بومی خوش فکر و توانمند است قانون صحیح پارک خودرو در خیابان های یک طرفه در حال اجرا شدن است و فضای اشغالی برخی میادین هم توسط شهرداری کوچکتر شده اند هرچند که من هنوز معتقدم که این میادین باید برچیده شوند.شهردار جدید اهر باید در اینخصوص بصورت جد وارد عمل شده و با تشکیل کارگروه ویژه حل معضل ترافیک، در خصوص اجرای طرح های کارشناسی با رشادت وارد عمل شود.احداث پارکینگ های طبقاتی می تواند یکی از این راهکارها باشد هدایت سرمایه متمولین شهر به این سمت، هنری است که شکری باید از آن بهره مند باشد. صدور مجوز عمارت های بدون پارکینگ برای همین متمولین در قلب شهر هنر شهرداران قبلی بود که شهردار جدید باید از این نوع هنر دوری کند.جان کلام اینکه شهردار جدید اهر نباید نیروی خود را صرف امور کوچکتر و بعضاً عوام فریبانه کند.لکه گیری و آسفالت معابر یکی از وظایف کوچک شهرداری است که سطح تصمیم گیری و اجرای آن در حد یک کارشناس رده چندم شهرداری است نه ملعبه دست شورا و شهردار برای عوام فریبی و جمع کردن رای و تقدیر از رای دهندگان! شهردار جدید اهر باید از این امور کوچک و بعضاً عوام فریبانه دوری کند و بفکر طرح های اساسی و بزرگ باشد.

5) توجه بیشتر به حوزه فرهنگ و هنر

فرهنگسرا های متعلق به شهرداری ها در تمام شهرهای دنیا یکی از بازوان قدرتمند مدیران شهری برای تاثیرگذاری بر حوزه فرهنگ و هنر است بازویی که متاسفانه در شهرداری اهر فلج است. چه خوب می شد که شهرداران و اعضاء شوراهای قبلی اهر بعد از خروج از این سمت ها کارنامه و عملکرد خود را نیز ارائه می کردند تا مشخص شود که توجه ایشان به حوزه فرهنگ و هنر به چه میزان بوده و یا اصلاً توجهی بوده است؟! شهرداری اهر در تمام سالیان گذشته از کدام پروژه فرهنگی و هنری حمایت کرده و یا خود بانی طرح و اجرای آن بوده است؟ کدام نمایشگاه هنری، کدام کنسرت موسیقی،کدام جشنواره با حمایت شهرداری اهر برگزار شده است؟! شهرداری از پتانسیل عظیمی همچون شیخ شهاب الدین و از شخصیت ها و چهره ملی اهر چه استفاده ای کرده است؟ از موسیقی عاشئقی که خاستگاهش قره داغ است چه بهره ای برده است؟ شهردار جدید اهر باید این رخوت و سکون حاکم برای فضای فرهنگی و هنری  شهر را بشکند. تجهیز،تقویت و گسترش فعالیت فرهنگسرای شهرداری، حمایت از برگزاری جشنواره ها و نمایشگاههای فرهنگی،هنری،ادبی.تلاش برای برگزاری کنسرت های موسیقی عاشئقی و حمایت از هنرمندان از جمله اقداماتی است که شهردار جدید می تواند بوسیله آنها نشاط و رونق را به حوزه فرهنگ و هنر شهر بازگردانده و نظر مثبت افکار عمومی را نسبت به شهرداری جلب کند.تنها سیب و ذرت به عنوان دو محصول ویژه با برند اهر پتانسیل این را دارند که شهرداری با برگزاری جشنواره هایی در زمان برداشت این محصولات، علاوه بر ایجاد فضای تفریح و سرگرمی برای مردم، زمینه تبلیغِ توانمندی ها و پتانسیل های بلقوه شهر را نیز فراهم کند. فرصت ها و ایده های ناب اینچنینی، بسیارند که شهردار جدید باید از آنها استفاده کند.

6) تکیه به مردم

حضرت امیر در عهدش با مالک می گوید: ای مالک خودت و همه اعوان و انصارت در یک طرف، خدا و مردم در یک طرف، میان این دو گروه به عدالت رفتار کن که اگر نکنی با خدا طرفی.

شهردار جدید اهر اگر می خواهد موفق شود باید تکیه اش به مردم باشد.پشتیبانی مردم بهترین سلاح وی در مقابل مشکلات و مصائب این راه خواهد بود.شهردار جدید باید میان اعضاء شورا، نزدیکان خود،متمولین،فئودال ها، حلقه های قدرت و هوای نفس خود در یک طرف و  خدا و مردم در یک طرف به انصاف و عدالت رفتار کند که اگر نکند تکلیفش از همین امروز مشخص است.