روزنامه مردم سالاری در شماره امروز خود (19 مهر) تیتر دوم و عکس اول خود را به زلزله قره داغ و مصاحبه با نماینده سابق مردم اهر و هریس در مجلس اختصاص داد که حاوی نکات قابل توجهی است و تامل در آن مفید خواهد بود.

گزیده ای از گفتگوی ویژه مردم سالاری با مسعودی ریحان ؛

 

«با روندي که من مي‌بينم تا پايان سال ساختمانها ساخته نمي‌شود. چون فصل سرما رسيده و به زودي برف هم مي‌بارد و در يخبندان نمي‌شود کار کرد و کارها براي بهار ديگر باقي مي‌ماند»

« با کمال تاسف رسانه‌هاي ما در همان روز زلزله خيلي اين فاجعه را انعکاس ندادند در حالي که رسانه‌هاي خارجي به خوبي نسبت به آن توجه کردند.»

«در همان روزي که زلزله اتفاق افتاده بود، متاسفانه بالگرد براي انتقال مجروحان نيامده بود.»

«احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور نسبت به اين فاجعه واکنش مناسب نشان نداده بود.»

 «به يک روستاي 100 خانواري رفتم که فقط براي 5 خانه فونداسيون ريخته اند. اکنون در آنجا زمستان رسيده و ديگر نمي‌شود زير چادر خوابيد.»

«مردم اين منطقه از طريق کشاورزي و دامپروري زندگي مي‌کنند که هر دو مورد خراب است»

«بهتر بود دولت به شوراها اعتماد مي‌کرد و کارها را به خود مردم مي‌سپرد،»

.............................................

چرا اين همه در مورد انعکاس خبر زلزله حساسيت داريد؟

شرط کمک رساني درست در اين است که به موقع اطلاع رساني شود. اما ديديم که زلزله اتفاق افتاده و در نهايت آن گونه اطلاع رساني شده بود! نکته ديگر اين بود که احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور نسبت به اين فاجعه واکنش مناسب نشان نداده بود. به هر حال يک قسمت از کشور ايران آسيب ديده و فرزندان اين آب و خاک با بحران يکباره و ناخوانده رو به رو شده اند، در اين شرايط عوض اينکه احمدي نژاد به آنها سرکشي کند، به مکه رفت تا در اجلاس رياض شرکت کند. اين در حالي بود که در اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران از طرف عربستان شخصيت برجسته اي نيامد....و نکته مهمتر اين بود که مقام معظم رهبري هم آمدند و به روستاها رفتند و بدون تشريفات و بدون اطلاع رساني به صورت سرزده آمدند و دستوراتي دادند و جلسه اي در شوراي اداري استان تشکيل شد که رهبري هم در اين جلسه حاضر شدند و دستورات لازم را دادند تا آبرساني کنند، مسکن بسازند و تامين خوراک و پوشاک زلزله زدگان را جدي بگيرند.

از وضعيت روستاهاي زلزله زده خبر داريد؟

آن طور که بايد کارها پيشرفت داشته باشد، ندارد. به يک روستاي 100 خانواري رفتم که فقط براي 5 خانه فونداسيون ريخته اند. اکنون در آنجا زمستان رسيده و ديگر نمي‌شود زير چادر خوابيد. اگر دراين روستاها بخواهيم در خانه بخوابيم، بايد پنجره‌ها را ببنديم و لحاف بر سر بکشيم. آنجا ديگر سرما رسيده و زندگي براي مردم سخت شده است. همين امر باعث شده تا زلزله زدگان به شهرهاي تبريز، کرج و مناطق ديگر کوچ کنند. آنهايي هم که جايي ندارند و ناچار هستند زير چادرها زندگي کنند، زندگي شان خيلي سخت شده است. امکانات بهداشتي و خدمات رساني به اندازه کافي وجود ندارد.

وضعيت درآمد و معيشت زلزله زدگان چگونه است؟

مردم اين منطقه از طريق کشاورزي و دامپروري زندگي مي‌کنند که هر دو مورد خراب است. براي دامها هم يک سرپناه ساخته نشده است. از طرف ديگر حمله گرگ و حيوانات وحشي زياد شده و همه اينها باعث شده تا مردم حيواناتشان را بفروشند. درنتيجه قيمت احشام در منطقه ارزان شده که اين هم يک زيان ديگر براي زلزله زدگان است.

راهکار شما چيست؟

بهتر بود دولت به شوراها اعتماد مي‌کرد و کارها را به خود مردم مي‌سپرد، در آن صورت برون رفت از اين معضل راحت تر بود. دولت به اين اندازه امکانات ندارد که بخواهد مسئوليت همه کارها را عهده دار شود. دولت نبايد وارد گود شود بلکه بايد بالا بنشيند و نظارت کند. وقتي کمکهاي مردمي‌مي‌آيد، دولت خودش نمي‌تواند توزيع کند. بايد اختياررا به شوراها بدهد تا کمکها به تدريج بين مردم توزيع شود.