مسعودی ریحان نماینده سابق اهر و هریس در مجلس، چند سال پیش با طرح این ادعا که تیم فوتبال تراکتورسازی هویت آذربایجان است، آغازگر سلسله اظهار نظرهای عجیب  و نسبت های بی ربط در خصوص تیم فوتبال تراکتور سازی تبریز بود. اظهارنظرهایی که به مرور در سطوح مختلف و از  زبان برخی مسئولین رده بالای استانی همچون استاندار به شکل جالبی تکرار شده و امروز گویی همه گیر شده است.

اخیرا محمد علی نصرتی معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان شرقی گفته است:

 بازی های آسیایی تیم فوتبال تراکتورسازی و حضور تماشاگران فهیم این تیم در ورزشگاه جایگاه تمدنی استان را به جهان نشان می دهد.

 حضور تماشاگران پرشور و با نظم تراکتورسازی در بازی های این تیم در جام باشگاه های آسیا فرهنگ و تمدن اصیل این مرز و بوم را به جهان نشان خواهد داد. .

برگزاری آبرومندانه این مسابقات وظیفه مهمی برای مسئولان آذربایجان شرقی است تا همراه با تماشاگران در معرفی فرهنگ، هویت و تمدن استان به جهانیان تلاش کنند.

این حقیر در دفعات مختلف بسته به اظهار نظرها و رویدادهای مختلف، یاداشت هایی را در خصوص تیم تراکتور سازی و نسبت این تیم با فرهنگ و هویت ایرانی مردم آذربایجان ارائه کرده ام و در این فرصت تکرار مکررات نکرده و ضمن ارجاع مخاطبان عزیر به یادداشت های قبلی همچون «نسبت ما با تراکتور!» ،  «چگونه اولویت های یک نماینده تغییر می کنند» و «کدام اولویت، کدام تغییر»  تنها به طرح چند پرسش بسنده می کنم.

چرا در خصوص یک تیم فوتبال - دقت کنید یک تیم فوتبال -  این چنین بزرگنمایی می شود؟

چرا دوستانی که ادعا می کنند این تیم و طرفدارانش می توانند «فرهنگ و تمدن اصیل این مرز و بوم» را به جهانیان(!) نشان دهند، دلایل خود در خصوص صدق این ادعایشان را برای افکار عمومی شرح نمی دهند؟

چرا این بزرگواران در ادامه این اظهار نظرها نمی گویند که یک تیم فوتبال و طرفدارانش در یک بازی فوتبال چگونه و با استفاده از کدام ابزار و امکانات و با تکیه بر کدام رفتار و افعال می توانند فرهنگ، هویت و تمدن یک ملت را به جهانیان نشان دهند؟ چرا برای این ادعایشان مصداقی ارائه نمی کنند،مگر چند تیم فوتبال یا هر رشته ورزشی دیگر در جهان تا به امروز معرف ِ تمدن، فرهنگ و هویت ِ  قوم و ملتی بوده است که حال تیم تراکتورسازی می خواهد این منت را بر سر ما بگذارد؟!

آذربایجان و ملت غیورش مگر چه کم دارند که یک تیم فوتبال و طرفدارانش می خواهند فرهنگ و هویت و تمدنشان را به جهانیان نشان دهند؟

حیدربابای شهریار به تمام زبانهای زنده و مرده جهان ترجمه شده است، اظهار نظر مسئولین در خصوص شهریار حتی کسری از اظهارنظرات ایشان در خصوص تراکتورسازی نیست، موسیقی عاشیقی، بایاتی و ادبیات عامه ما تارو پود فرهنگ مان را تشکیل می دهند، بودجه صرف شده برای پاسداشت و زنده نگه داشتن این میراث ها حتی درصدی از بودجه سالیانه این تیم فوتبال نیست. فرهنگ ما با حیدربابای شهریار، ادبیات و موسیقی عاشیقی قوت گرفته است یا  با حضور تراکتورسازی در لیگ قهرمانان آسیا؟!

نام ونشان آذربایجان زنده و مفتخر است با نام یلی همچون مهدی باکری نه با نام  و نشان تراکتورسازی!

چرا این بزرگواران اصرار دارند تا زلف ما را به گوشه دامان تراکتور گره بزنند، ما اگر نخواهیم هویتمان توسط یک تیم فوتبال و طرفدارانش پاس داشته شود باید دست بر دامان که ببریم؟